نهانی

صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

 
An Inside Look At Occupy Wall Street
نویسنده : میم . الف. - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٤
 

An Inside Look At Occupy Wall Street

 


 
 
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
نویسنده : میم . الف. - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٩
 
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مهِ من کاین همه از مهر جدایی
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
«من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن بهه که ببندی و نپایی»

مدعی طعنه زند در غم عشق تو زیادم
وین نداند که من از بهر عشق تو زادم
نغمهء بلبل شیراز نرفته است زیادم
«دوستان عیب کنندم که چرا دل بتو دادم
باید اول بتو گفتن که چنین خوب چرایی»

تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود از پی دانه
پای عشاق نتوان بست به افسون و فسانه
« ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجائیم در این بهر تفکر تو کجایی»

تا فکندم بسر کوی وفا رخت اقامت
عمر، بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
سر و جان و زر و جاهم همه گو، رو به سلامت
«عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی»

درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس درین شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان
«حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سر کویت بگدایی»

گِرد گلزارِ رخ تست غبار خط ریحان
چون نگارین خطِ تذهیب بدیباچه قرآن
ای لبت آیت رحمت دهنت نفطه ایمان
«آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سریست خدایی»

هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم
همه چون نی بفغان آیم و چون چنگ بمویم
لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم
«گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی»

چرخ امشب که بکام دل ما خواسته گشتن
دامنِ وصل تو نتوان برقیبان تو هشتن
نتوان از تو برای دل همسایه گذشتن
«شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن
تا که همسایه نداند که تو در خانهء مایی»

سعدی این گفت و شد ازگفتهِ خود باز پشیمان
که مریض تب عشق تو هدر گوید و هذیان
بشب تیره نهفتن نتوان ماه درخشان
«کشتن شمع چه حاجت بود از بیم رقیبان
پرتو روی تو گوید که تو در خانهء مایی»

نرگس مست تو مستوری مردم نگزیند
دست گلچین نرسد تا گلی از شاخ تو چیند
جلوه کن جلوه که خورشید بخلوت ننشیند
«پرده بردار که بیگانه خود آن روی نه بیند
تو بزرگی و در آئینهء کوچک ننمایی»

نازم آن سر که چو گیسوی تو در پای تو ریزد
نازم آن پای که از کوی وفای تو نخیزد
شهریار آن نه که با لشکر عشق تو ستیزد
«سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد
که بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی»


 
 
هدیه ای از امام صادق علیه السلام به جوانان و شیعیان خود
نویسنده : میم . الف. - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢
 

امام صادق (ص) در مقام اهمیت آموزش جوانان می فرماید: لَستُ اُحِبُّ أَن أرَی الشَّابَّ مِنکم إِلا غَادِیاً فِی حَالَینِ إِمَّا عَالِماً أو مُتَعَلِّماً ...؛ (3) «دوست ندارم از شما مسلمانان جوانی را ببینم که به غیر از یکی از این دو حالت صبح کند: یا عالم باشد یا جوینده ی علم».


در روایتی دیگر، همان امام بزرگوار برای تأکید بر فراگیری معارف دینی توسط جوانان می فرماید: لَو اُتِیتُ بِشَابٍّ مِن شَبَابِ الشِّیعَةِ لَا یَتَفَقَّهُ لأدَّبتُهُ؛ (4) «اگر جوانی از جوانان شیعه را به نزد من بیاورند که وظیفه ی خود را در شناخت دین انجام نمی دهد، او را تأدیب خواهم کردم».

------------------------

1- این تفقه به معنای عام تفقه است و نه خاص. به این معنی که دینداری عاقلانه و دارای درک و فهم و نه بی تفاوت نسبت به معارف دینی و اجرای صرف مناسک

2- درجای دیگری فرموده اند که " یا میداند یا دنبال دانستن است و یا مانند پشه ای در برابر باد (یا اسیرباد) "

3- آن نعمتی که خداوند به شما داده است و در آخرت از شما سوال خواهد شد نعمت خرما و خوردنی ها نیست، این نعمت عقل و شعور و ولایت است. نعمت معرفت و فکر و اندیشه... این آیه برای بازخواست معرفتی نازل شده است در سوره تکاثر (ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم)

4- شیعیان ما 4 چشم دارند. 2 چشم ظاهر که روی سر است و دو چشم باطن که در دل است. با چشم سر ظاهر را درک میکنند. ولی به آن بسنده نمیکنند و هر حقیقتی را با چشم باطن و دل میسنجند و هیچ مفهومی را بصورت سطحی و ظاهری نمی پذیرند.


 
 
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی
نویسنده : میم . الف. - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۱
 

نمیدانی چرا هر وقت در تلویزیون
تصویر حرمت را نشان میدهند
دلم به تپش میافتد
و ضربان قلبم بالا میرود
یادش باد آن روزگاران
که با کارت دوستان بنیادی
از گیت راه آهن عبور میکردیم
به شوق نشستن روبروی گنبد حرمت در گوهر شاد
روی صندلی های تخت شو مینشستیم
و منتظر میماندیم
تا به پل روی خیابان .... برسیم
و در کوپه بایستیم روبروی حرمت
و اولین سلام را بدهیم...
چه سلام شیرینی است
امام رضا سلام


 
 
رحم الله اباک - خدا مختار را رحمت کند
نویسنده : میم . الف. - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸
 

یعنى یک کلمه به تو بگویم. مختار کارى کرد که دل زهرا شاد شد. امیرالمومنین دعایش مى‏کرد. امام زین العابدین دعایش کرد. امام باقر دعایش کرد. هر امامى که به اسم مختار مى‏رسید، مى‏گفت: رحم الله! مختار دل ما را شاد کرد. خیلى شیرین کارى کرد. ده نفر در کربلا وقتى امام حسین را شهید کردند روی بدن امام حسین با اسب تاختند. مختار گفت: ما ده نفر را مى‏خواهیم که اسب هایشان را نعل تازه بزنند و بتازند. ده نفر دست هایشان را بالا کردند. این ده نفر را خواست. فرمود: این ده نفر را کتف بسته بخوابانید. فرمود: اینقدر اسب باید از روى اینها برود تا اینها زیر سم اسب جان بدهند. یعنى خوب انتقام گرفت. هرمله آمد و گفت: من سه تا شیرین کارى کرده‏ام. یک تیر در چشم راست ابوالفضل زدم. یک تیر به گلوى على اصغر زدم. یک تیر در قلب امام حسین زدم. مختار گفت: من می‌خواهم خودم هرمله را بگیرم. برای هرمله گفت: من خودم مى‏خواهم که در عملیات شرکت کنم. در عملیات شرکت کرد. هرمله را گرفت و گفت: من هم سه تا شیرین کارى مى‏کنم. دو تا دستش را یک بار قطع می‌کنم. دوتا پایش را یک بار قطع می‌کنم. بعد گفت که در دیگ روغن زیتون او را بسوزانند که دیگر نگوید: من سه تا شیرین کارى کرده‏ام. بحث انتقام، بحث عجیبى است. (قرائتی - 1371 - درسهایی از قرآن)

در روز عید قربان حکم پسر مختار خدمت امام محمد باقر(سلام الله علیه) آمد.بعد از اینکه خود را معرفی کرد،امام محمد باقر(سلام الله علیه)  او را نزد خود خواند و او عرض کرد :آقای من،مردم در مورد پدر من بسیار سخن می گویند. به خدا قسم سخن درست کلام شماست. امام (سلام الله علیه)  فرمودند: مردم چه می گویند؟ پسر مختارگفت: مردم می گویند،پدرم دروغگو بوده است. اکنون هر چه شما بفرمایید آن را قبول دارم .امام (سلام الله علیه) فرمود:سبحان الله ، پدرم خبرداد که مهریه مادرم  از پولی بود که مختار آن را برای پدرم فرستاد.مختار خانه های خراب ما را آباد کرد،و دشمنان ما را به قتل رسانید،و هر خونی که از ما به زمین ریخته شد طلب نمود.آنگاه سه مرتبه فرمود :(رحم الله اَباک)حقی از ما نزد احدی نماند مگر اینکه آن را گرفت.

در کودکی ،امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)  او را روی زانوی خویش می نشاند و به او لطف و مرحمت می فرمود، و دست بر سر او میکشید،و به او می فرمود:یا کیّس یا کیّس! ای زرنگ ،ای زرنگ!امام محمد باقر(سلام الله علیه)  می فرماید:(هر حقی که ما نزد کسی داشتیم او مطالبه نمود،قاتلین ما را کشت و برای ما خونخواهی نمود).
(اختیار معرفه  الرجال  ج1 ص340 و بحارالانوار ج45 ص343)

در روایت دیگر می فرماید:هنگامی که مختار سر عبیدالله را برای امام زین العابدین(سلام الله علیه) فرستاد،آن حضرت سر سفره بود و خوشحال شد  و برای مختار دعا فرمود(فرسان الهیجاء ج2 ص 199)


 
 
بدون شک نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و استوارتر است
نویسنده : میم . الف. - ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٧
 

«إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً»(مزمل/6)


 
 
پ ن : گرد بام و در من بی ثمر میگردی... انتظار خبری نیست مرا...
نویسنده : میم . الف. - ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

گریه نمیکنم نه اینکه سنگم
گریه غرورمو بهم میزنه
مردم برای هضم دلتنگیاش
گریه نمیکنه قدم میزنه
گریه نمیکنم نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه ام که
یهو میون زندگی افتادم
یه ماجرای تلخ ناگزیرم
یه کهکشونم ولی بی ستاره
یه قهوه که هرچی شکر بریزی
بازم همون تلخی نابو داره
اگه یکی باشه منو بفهمه
براش غرورمو بهم میزنم
گریه که سهله زیر چتر شونش
تا آخر دنیا قدم میزنم


 
 
مناجات شعبانیه: و ان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک
نویسنده : میم . الف. - ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۳
 

میلاد حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له فدا بر کل جهان مبارک باشد.....

متن کامل مناجات شعبانیه در ادامه آمده است....


 
 
← صفحه بعد